تورم در اروپا بار دیگر به مسئله اصلی سیاست پولی تبدیل شده است. دادههای منتشرشده در ۳۰ سپتامبر نشان میدهد فشار قیمتها در چند اقتصاد بزرگ منطقه یورو طی سپتامبر به شکل محسوسی افزایش یافته؛ اتفاقی که پس از جهش قیمت انرژی، فضای تصمیمگیری بانک مرکزی اروپا را دشوارتر میکند.
بر اساس دادههای ملی هماهنگشده با معیار اتحادیه اروپا، نرخ تورم فرانسه در سپتامبر به ۳.۴ درصد رسید؛ این رقم در اوت ۲.۶ درصد بود. در ایتالیا تورم هماهنگشده از ۳.۲ به ۴.۱ درصد افزایش یافت و اسپانیا نیز نرخ ۵ درصدی را ثبت کرد، در حالی که ماه قبل ۴.۶ درصد بود. دادههای ایالتی آلمان نیز از افزایش قابل توجه فشار قیمتها حکایت دارند.
انرژی دوباره وارد معادله شد
عامل مهم این موج، افزایش هزینه انرژی است. جنگ طولانی در خاورمیانه قیمت نفت و گاز را بالا نگه داشته و اثر آن به سوخت، حملونقل و بخشی از هزینه تولید در اروپا منتقل شده است. این مسئله برای بانک مرکزی اروپا حساس است، زیرا شوک اولیه انرژی خارج از کنترل مستقیم نرخ بهره قرار دارد، اما اگر به دستمزدها، خدمات و قیمتگذاری شرکتها منتقل شود، میتواند تورم را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد.
آخرین داده کامل یورواستات نشان میداد تورم سالانه منطقه یورو در اوت ۳.۲ درصد بوده است. برآوردهای بازار پیش از انتشار رقم نهایی سپتامبر، تورم منطقه را در محدوده ۳.۶ درصد قرار میدهند. رقم رسمی منطقه یورو باید جداگانه منتشر شود و تا آن زمان این برآورد را نباید با داده قطعی اشتباه گرفت.
چرا این اعداد برای ECB مهماند؟
هدف میانمدت بانک مرکزی اروپا تورم ۲ درصدی است. فاصله گرفتن دوباره اقتصادهای بزرگ از این هدف، آن هم در شرایطی که بازار اوراق با افزایش بازده و نگرانی درباره بدهی دولتها مواجه است، سیاستگذار را در موقعیت دشواری قرار میدهد. افزایش نرخ میتواند انتظارات تورمی را مهار کند، اما همزمان هزینه تأمین مالی دولت، شرکت و خانوار را بیشتر میکند.
چالش اصلی این است که ECB باید میان «شوک موقت انرژی» و «تورم پایدار داخلی» تمایز بگذارد. اگر افزایش قیمت انرژی فقط یک جهش مقطعی باشد، واکنش بیش از اندازه میتواند رشد را بیدلیل تضعیف کند. اما اگر شرکتها هزینه بالاتر را به قیمت کالا و خدمات منتقل کنند و کارکنان برای جبران قدرت خرید خواهان دستمزد بیشتر شوند، شوک میتواند به دور دوم تورمی تبدیل شود.
بازار چرا به تورم هستهای نگاه میکند؟
برای سرمایهگذار، عدد تورم کل تنها بخشی از تصویر است. مسیر قیمت خدمات، دستمزدها و شاخصهای هستهای تعیین میکند که افزایش نرخهای بیشتر تا چه حد ضروری خواهد بود. به همین دلیل، واکنش بازار اوراق و یورو به جزئیات دادههای آینده میتواند از واکنش به تیتر تورم مهمتر باشد.
اگر فشار قیمت در اقتصادهای بزرگ منطقه گسترده بماند، انتظار برای سیاست پولی انقباضیتر میتواند بازده اوراق دولتی را بالا نگه دارد. این وضعیت برای سهام نیز دوگانه است: بانکها ممکن است از حاشیه سود نرخ بهره بالاتر منتفع شوند، اما شرکتهای بدهکار و صنایع حساس به هزینه سرمایه با فشار بیشتری مواجه خواهند شد.
اروپا با یک مسئله چندلایه روبهروست
این دوره با موج تورمی ۲۰۲۲ یکسان نیست. اروپا اکنون علاوه بر انرژی گرانتر، با بازده بالاتر اوراق جهانی، فشار مالی دولتها و رشد اقتصادی نهچندان قدرتمند مواجه است. همین ترکیب باعث میشود تصمیم بعدی ECB فقط درباره مهار قیمتها نباشد؛ بانک مرکزی باید اثر نرخهای بالاتر بر ثبات مالی و فعالیت اقتصادی را نیز در نظر بگیرد.
دادههای سپتامبر فعلاً یک پیام روشن دارند: تورم اروپا هنوز مهار نشده است. اما برای نتیجهگیری درباره تعداد یا زمان افزایشهای بعدی نرخ بهره باید منتظر رقم نهایی منطقه یورو، تورم هستهای و شواهد بیشتری از انتقال شوک انرژی به قیمتهای داخلی ماند.

