پایان سپتامبر دو تصویر متفاوت از بازارهای جهانی ساخته است: اوراق دولتی زیر فشار سنگین قرار گرفتهاند، اما سهام هنوز وارد فروش گسترده نشده است. این واگرایی برای سرمایهگذاران مهم است، زیرا بازده اوراق دولتی یکی از پایههای قیمتگذاری تقریباً همه داراییهای مالی است.
در معاملات ۳۰ سپتامبر، بازده اوراق ۱۰ساله خزانهداری آمریکا در ساعات اروپا حوالی ۵.۲۴ درصد قرار داشت؛ درست زیر بالاترین سطح خود از ژوئن ۲۰۰۷. داده رسمی وزارت خزانهداری برای ۲۹ سپتامبر نیز نرخ پایان روز ۱۰ساله را ۵.۲۶ درصد و ۳۰ساله را ۵.۵۹ درصد نشان میدهد. افزایشهای اخیر فقط محدود به آمریکا نیست و اوراق دولتی اروپا نیز ماه سختی را پشت سر گذاشتهاند.
چرا اوراق فروخته میشوند؟
سه نیروی اصلی همزمان به بازار فشار آوردهاند: تورم بالاتر، عرضه سنگین بدهی دولتی و نگرانی درباره وضعیت مالی دولتها. وقتی سرمایهگذاران انتظار دارند تورم برای مدت بیشتری بالا بماند، برای نگهداری اوراق بلندمدت بازده بیشتری مطالبه میکنند. همزمان، حجم بالاتر انتشار اوراق برای تأمین کسری بودجه میتواند عرضه را افزایش دهد و قیمت را پایین بیاورد.
عامل انرژی نیز دوباره به این معادله برگشته است. افزایش هزینه نفت و گاز نگرانی درباره ماندگاری تورم را بیشتر کرده و احتمال کاهش سریع نرخهای سیاستی را محدود کرده است. نتیجه این ترکیب، افزایش «نرخ بدون ریسک» در قیمتگذاری بازارهاست.
بازده ۵ درصدی چه چیزی را عوض میکند؟
وقتی اوراق خزانهداری آمریکا بازده اسمی بالای ۵ درصد ارائه میکند، سرمایهگذار برای پذیرفتن ریسک سهام، اعتبار شرکتی یا پروژههای بلندمدت، صرف بیشتری مطالبه میکند. این نرخ همچنین مستقیماً یا غیرمستقیم روی وام مسکن، تأمین مالی شرکتها و نرخ تنزیل ارزشگذاری سهام اثر میگذارد.
برای شرکتهایی که ارزش آنها بیشتر به سودهای دوردست وابسته است، نرخ تنزیل بالاتر از نظر تئوریک ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده را کاهش میدهد. برای شرکتهای بدهکار نیز تجدید تأمین مالی با نرخهای بالاتر میتواند هزینه بهره را افزایش دهد. بنابراین ماندگاری بازده بالای ۵ درصد، حتی بدون شوک تازه، بهتدریج میتواند فشار خود را در اقتصاد واقعی و بازار سهام نشان دهد.
پس چرا سهام هنوز مقاوم است؟
تا اینجا سه عامل از سهام حمایت کردهاند: رشد سود شرکتها، مقاومت نسبی اقتصاد جهانی و ادامه اشتیاق سرمایهگذاران به سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی. این عوامل باعث شدهاند افزایش بازده اوراق فوراً به یک موج فروش عمومی سهام تبدیل نشود.
اما «مقاومت» با «مصونیت» فرق دارد. اگر بازده اوراق برای مدت طولانی در سطح بالا بماند، شرکتها باید رشد سود بیشتری ایجاد کنند تا ارزشگذاری فعلی خود را توجیه کنند. همچنین سرمایهگذار نهادی میتواند بخشی از پرتفوی را از سهام به اوراقی منتقل کند که بدون ریسک اعتباری شرکتی، بازده جذابتری ارائه میدهند.
اروپا هم درگیر است
بازده اوراق ۱۰ساله آلمان و فرانسه در هفته پایانی سپتامبر به بالاترین سطوح چندین ساله رسیده و در طول ماه افزایش محسوسی داشته است. این حرکت همزمان با انتشار دادههای تورمی قویتر در برخی اقتصادهای منطقه یورو رخ داده است.
در چنین شرایطی، فشار بازار فقط به تصمیم فدرال رزرو محدود نمیشود. سرمایهگذاران همزمان بودجه دولتها، تورم داخلی و حجم عرضه اوراق را میسنجند. همین موضوع توضیح میدهد چرا حتی اظهارنظرهای محتاطانهتر برخی مقامهای پولی لزوماً باعث افت بزرگ بازده نشده است.
چه چیزی این واگرایی را میشکند؟
برای بازار، دو مسیر اصلی وجود دارد. اگر تورم و فشار عرضه بدهی فروکش کند، بازده اوراق میتواند آرام شود و بخشی از فشار نرخ تنزیل از روی سهام برداشته شود. در سناریوی دیگر، ماندگاری بازده بالا بهتدریج هزینه سرمایه را به درآمد شرکتها و تقاضای اقتصادی منتقل میکند؛ در آن صورت مقاومت سهام آزمون سختتری خواهد داشت.
بنابراین داستان پایان سپتامبر صرفاً «فروش اوراق» نیست. مسئله اصلی این است که نرخ مرجع جهانی دوباره به سطحی رسیده که میتواند برای سرمایه با داراییهای پرریسک رقابت کند. بازار سهام فعلاً این شوک را تحمل کرده، اما هرچه بازدههای بالا طولانیتر بمانند، هزینه این مقاومت بیشتر میشود.

