بانک انگلستان در تازهترین ارزیابی ثبات مالی خود بار دیگر روی نقطهای دست گذاشته که برای بازارهای جهانی اهمیت فزایندهای دارد: رونق هوش مصنوعی دیگر فقط داستان ارزشگذاری سهام شرکتهای فناوری نیست و به سرعت به بازار بدهی، اعتبار خصوصی و تأمین مالی زیرساخت گره میخورد.
کمیته سیاست مالی بانک انگلستان در نشست سپتامبر اعلام کرده ریسکهای ناشی از سرمایهگذاری و پذیرش هوش مصنوعی را با حساسیت بیشتری دنبال میکند. مسئله اصلی این نیست که سرمایهگذاری در AI ذاتاً نامطلوب است؛ بانک مرکزی بریتانیا همچنان ظرفیت این فناوری برای افزایش بهرهوری و رشد بلندمدت را به رسمیت میشناسد. نگرانی از جایی آغاز میشود که حجم عظیم سرمایهگذاری زیرساختی با بدهی بیشتر، ساختارهای پیچیدهتر و فرضهای خوشبینانه درباره درآمدهای آینده همراه شود.
چرا بدهی AI مهم شده است؟
ساخت مراکز داده، خرید تراشه، شبکه، تجهیزات خنککننده و تأمین برق به سرمایه بسیار بزرگی نیاز دارد. بانک انگلستان در گزارش ثبات مالی ژوئیه نوشته بود شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی به شکل فزایندهای برای تأمین این مخارج به منابع بیرونی، بهویژه بدهی، روی آوردهاند و این روند در نیمه نخست ۲۰۲۶ شتاب گرفته است.
تا زمانی که بخش بزرگی از سرمایهگذاری از جریان نقدی و سرمایه سهامداران تأمین شود، زیان احتمالی عمدتاً نزد صاحبان سهام باقی میماند. اما با افزایش بدهی، یک افت درآمد یا تجدیدنظر در چشمانداز تقاضای محاسباتی میتواند به توان بازپرداخت و سپس به دارندگان اوراق، بانکها، صندوقهای اعتبار خصوصی و سرمایهگذاران ساختارهای اوراقبهادار منتقل شود.
بانک انگلستان همچنین به گسترش تأمین مالی خارج از ترازنامه، شرکتهای واسط و ساختارهای مبتنی بر دارایی برای پروژههای مراکز داده اشاره کرده است. این روشها امکان جذب سرمایه بیشتری فراهم میکنند، اما همزمان تشخیص اینکه ریسک نهایی دقیقاً در کدام بخش نظام مالی متمرکز شده را دشوارتر میسازند.
سه فرضی که بازار روی آنها شرط بسته است
بخش بزرگی از ارزشگذاری و تأمین مالی فعلی بر چند فرض استوار است: تقاضا برای ظرفیت محاسباتی باید به اندازه کافی رشد کند؛ برق، تراشه و زیرساخت لازم باید به موقع فراهم شود؛ و درآمد حاصل از کاربردهای هوش مصنوعی باید بتواند هزینه سرمایهگذاری را توجیه کند.
اگر هر یک از این فرضها ضعیف شود، مسئله فقط افت قیمت سهام نخواهد بود. داراییهایی که با پیشبینی جریان نقدی مراکز داده یا شرکتهای AI تأمین مالی شدهاند نیز ممکن است دوباره قیمتگذاری شوند. همین پیوند است که یک موضوع فناوری را به مسئله ثبات مالی تبدیل میکند.
تمرکز بازار، کانال دوم سرایت
بانک انگلستان پیشتر هشدار داده بود که رشد شاخصهای سهام جهانی تا حدی به تعداد محدودی از شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی وابسته شده است. تمرکز بالا میتواند در زمان صعود بازده شاخص را تقویت کند، اما در جهت معکوس نیز اثر مشابهی دارد: اگر انتظارات سودآوری AI تعدیل شود، وزن بالای همین شرکتها در شاخصها میتواند اصلاح قیمت را گستردهتر کند.
ترکیب تمرکز سهام با افزایش اهرم و بدهی، کانال انتقال را گستردهتر میکند. در چنین وضعیتی، افت ارزش سهام میتواند همزمان با افزایش صرف ریسک اعتباری، سختتر شدن تأمین مالی و کاهش ارزش وثیقهها رخ دهد.
ریسک عملیاتی و سایبری هم جدا نیست
نگرانی بانک انگلستان فقط به سرمایهگذاری مربوط نمیشود. اندرو بیلی، رئیس بانک، در یادداشتی که ۳۰ سپتامبر منتشر شد تأکید کرد ریسکهای هوش مصنوعی مرزی واقعی و رو به افزایشاند و چارچوب حکمرانی باید دقیقاً متناسب با مسئلهای باشد که قرار است حل کند.
کمیته سیاست مالی نیز در ارزیابیهای امسال به توانایی مدلهای پیشرفته برای انجام وظایف چندمرحلهای با دخالت انسانی محدود اشاره کرده و هشدار داده است که همان قابلیتها میتوانند سرعت و مقیاس حملات سایبری را افزایش دهند. برای نظام مالی، کاهش زمانی که بانک یا زیرساخت بازار برای شناسایی و ترمیم یک آسیبپذیری در اختیار دارد، خود یک ریسک سیستمی بالقوه است.
پیام برای سرمایهگذار چیست؟
هشدار بانک انگلستان به معنی پیشبینی سقوط صنعت هوش مصنوعی نیست. نکته مهمتر تغییر ماهیت ریسک است. در مراحل اولیه رونق AI، تمرکز سرمایهگذار عمدتاً روی درآمد تراشهسازان، رشد خدمات ابری و ارزشگذاری سهام بود. اکنون باید کیفیت بدهی، تضمینهای پروژه، جریان نقدی مراکز داده، سررسید تأمین مالی و قرار گرفتن صندوقهای اعتبار خصوصی در این زنجیره را نیز دید.
اگر درآمدهای AI مطابق انتظار رشد کند، بدهی میتواند ابزاری طبیعی برای تأمین سرمایه یک زیرساخت بزرگ باشد. اما اگر رشد درآمد از مخارج سرمایهای عقب بماند، وابستگی بیشتر به بازار اعتبار میتواند هزینه بازتأمین مالی را بالا ببرد و فشار را از سهامداران به وامدهندگان منتقل کند.
برای بازارهای مالی، پرسش بعدی دیگر فقط این نیست که «سهام AI گران است یا نه». پرسش مهمتر این است که چه مقدار از توسعه این صنعت با بدهی تأمین شده، این بدهی در دست چه کسانی است و در سناریوی افت درآمد یا اختلال زیرساختی، زیان از چه مسیری به بقیه نظام مالی منتقل خواهد شد.

